الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

646

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

درشت‌تر شود ، زيرا دور است كه تا اين حد همه اجزاء در هم پكفته شوند ، و ممكن است مقصود اين باشد كه پيكرى بدين صورت خوار محشور شوند گرچه بزرگ تن باشند يا مقصود از صورت مورچه بيان پستى و خوارىِ آنها يعنى پايمال مردم محشور باشند در هر صورتى كه هستند . از مجلسى ( ره ) - سر به زير افكندن و سكوتِ امام دلالت دارد كه ارتكاب اين امور مورد خطر است و بايد مواظبت كرد . پياده نشدن يا از پشت مركب بوده و يا از سر تخت و هر دو روايت شده و بايد حمل شود كه عمل آن حضرت تكبر و خوار شمردن پدرش نبوده زيرا پيغمبران از چنين كارهائى منزهند ، بلكه براى مصلحت مردم دارى بوده است تا بتواند نظم را نگهدارد و دين را ترويج كند ، از مجلسى ( ره ) . از مجلسى ( ره ) - جوهرى گفته : حكمه ، به معنى لگام است . . . و گفته‌اند : مقصود از حكمت در اينجا حالتى است كه مقتضى سلوك راه حق است و مقصود از نگهدارى فرشته ، ارشاد و تأييدِ او است . « اتضع » امر تكوينى است يا امر شرعى « وضعك اللَّه » نفرين است يا اخبار از اينكه خدا او را پست كرده است و خوارش نموده است . از مجلسى ( ره ) - در نهايه گويد : « امرء تائه » يعنى مرد متكبر ( و به اين معنى در فارسى گويند خود را گم كرده است ) . « او تجبر » ممكن است ترديد از راوى باشد و اگر هر دو تعبير از خود امام باشد دلالت دارد كه تكبر و تجبر با هم فرق دارند چنانچه قول خدا : « الجبّار المتكبّر » هم بدان اشاره دارد و در خبر اشاره‌اى است به اينكه تكبّر از تجبّر اقوى است ، و ممكن است در فرق ميان آنها گفت : تجبّر ، وادار كردن ديگرى است به كارى ، به زور و فشار به خلاف تكبّر كه خود را از ديگران بزرگتر دانستن است و اگر چه غالباً با هم ملازمند ، و سپس بايد دانست كه اين دو مضمون